ژورنال طراحیطراحی ادیتوریال وب‌سایت

ژورنال طراحی

طراحی ادیتوریال در وب؛ چگونه صفحه‌ای بسازیم که مثل یک روایت جلو برود

طراحی ادیتوریال از مجله تقلید نمی‌کند؛ منطق آن را به صفحه زنده می‌آورد. صفحه باید بداند چه چیزی افتتاحیه است، کجا مکث لازم دارد، تصویر چه زمانی وارد شود و چگونه خواننده بدون گم‌کردن مسیر تا پایان همراه بماند. نتیجه می‌تواند بسیار معاصر باشد، به شرط آنکه روایت را فدای ژست بصری نکنیم.

با افتتاحیه‌ای شروع کنید که نقش جلد را دارد

در این بخش، ورودی ادیتوریال را نه به‌عنوان یک تکنیک جدا، بلکه در نسبت با کل تجربه صفحه بررسی می‌کنیم.

طراحی وب در تصویر ثابت بسیار بخشنده است. همه منابع حاضرند، متن‌ها کامل‌اند و هیچ‌کس با انگشت خیس، اینترنت کند یا نور شدید صفحه را نمی‌بیند. محصول واقعی این‌طور رفتار نمی‌کند. برای همین هر تصمیم بصری باید یک بار در زمان، یک بار در عرض و یک بار در زمینه استفاده واقعی بازبینی شود. در موضوع «با افتتاحیه‌ای شروع کنید که نقش جلد را دارد»، بهتر است از خود ورودی ادیتوریال شروع کنیم. این زاویه تصمیم را از پسند شخصی جدا می‌کند و به نقشی که باید در تجربه صفحه داشته باشد برمی‌گرداند؛ جایی که می‌توان درباره نتیجه حرف زد، نه فقط درباره زیبا یا نازیبا بودن.

در پروژه واقعی، هیچ قانون بصری نباید از محتوا جدا بماند. تیتر کوتاه و تیتر دوخطی، تصویر عمودی و افقی، متن کم و متن تخصصی باید همان الگو را امتحان کنند. این برخورد با لبه‌هاست که نشان می‌دهد طراحی انعطاف دارد یا فقط برای یک نمونه ساخته شده است. برای ورودی ادیتوریال، نمونه را با متن کوتاه و بلند، حالت عادی و خطا، و دو اندازه کاملاً متفاوت بررسی کنید. تفاوت‌ها را یادداشت کنید و فقط قاعده‌ای را وارد سیستم کنید که دلیلش در خروجی قابل دیدن باشد.

در عمل، این بخش با یک بار نگاه‌کردن تمام نمی‌شود. طراح، نویسنده و توسعه‌دهنده هرکدام لبه متفاوتی را می‌بینند. کنار هم گذاشتن این نگاه‌ها باعث می‌شود با افتتاحیه‌ای شروع کنید که نقش جلد را دارد نه یک تزئین جدا، بلکه بخشی از ساختار قابل نگهداری سایت باشد. در پایان، کیفیت را با مقایسه قبل و بعد از یک تصمیم بسنجید، نه با تعداد جزئیات اضافه‌شده. اگر مسیر کوتاه‌تر، محتوا خواناتر و حالت‌های واقعی قابل پیش‌بینی‌تر شده‌اند، طراحی کار خودش را انجام داده. باقی چیزها باید در خدمت همین نتیجه بمانند.

ترکیب سه‌بعدی اختصاصی برای توضیح طراحی ادیتوریال در وب چگونه صفحه‌ای بسازیم که مثل یک روایت جلو برود در میانه مقاله
01

این صحنه، رابطه اجزای اصلی در سبک ادیتوریال و روایت صفحه را به‌صورت یک ساختار واحد نشان می‌دهد.

ستون‌بندی باید از جنس محتوا باشد

در این بخش، گرید و ستون را نه به‌عنوان یک تکنیک جدا، بلکه در نسبت با کل تجربه صفحه بررسی می‌کنیم.

بعضی انتخاب‌ها در ابتدا کوچک‌اند اما در صد صفحه تکثیر می‌شوند. یک اندازه تیتر، یک فاصله اشتباه یا یک الگوی کارت بی‌دلیل، به‌تدریج به لحن کل سایت تبدیل می‌شود. حرفه‌ای‌بودن یعنی همین تصمیم‌های کوچک را پیش از تکثیر ببینیم و برایشان قاعده‌ای روشن بسازیم. در موضوع «ستون‌بندی باید از جنس محتوا باشد»، بهتر است از خود گرید و ستون شروع کنیم. این زاویه تصمیم را از پسند شخصی جدا می‌کند و به نقشی که باید در تجربه صفحه داشته باشد برمی‌گرداند؛ جایی که می‌توان درباره نتیجه حرف زد، نه فقط درباره زیبا یا نازیبا بودن.

برای تصمیم‌گیری بهتر، سه قاب کنار هم بگذارید: محتوای واقعی فارسی، عرض کوچک موبایل و حالتی که داده یا تصویر هنوز بارگیری نشده است. اگر ساختار در هر سه قاب قابل فهم ماند، انتخاب احتمالاً از جنس سیستم است. اگر فقط در ماکت ایده‌آل جواب داد، هنوز بیش از آنکه طراحی باشد یک تصویر خوب است. برای گرید و ستون، نمونه را با متن کوتاه و بلند، حالت عادی و خطا، و دو اندازه کاملاً متفاوت بررسی کنید. تفاوت‌ها را یادداشت کنید و فقط قاعده‌ای را وارد سیستم کنید که دلیلش در خروجی قابل دیدن باشد.

در عمل، این بخش با یک بار نگاه‌کردن تمام نمی‌شود. طراح، نویسنده و توسعه‌دهنده هرکدام لبه متفاوتی را می‌بینند. کنار هم گذاشتن این نگاه‌ها باعث می‌شود ستون‌بندی باید از جنس محتوا باشد نه یک تزئین جدا، بلکه بخشی از ساختار قابل نگهداری سایت باشد. هیچ نسخه‌ای برای همیشه نهایی نیست. محتوا رشد می‌کند، دستگاه‌ها تغییر می‌کنند و کاربران رفتارهایی نشان می‌دهند که در اتاق طراحی پیش‌بینی نشده بود. یک سیستم سالم امکان اصلاح می‌دهد، بدون آنکه هر تغییر کوچک هویت و ساختار کل سایت را از نو بسازد.

  • نقش گرید و ستون را پیش از شکل آن تعریف کنید
  • نمونه را با محتوای واقعی فارسی بسنجید
  • رفتار موبایل و حالت‌های غیرایده‌آل را جدا ببینید

تیترها را به ایستگاه‌های روایت تبدیل کنید

در این بخش، ریتم تیتر را نه به‌عنوان یک تکنیک جدا، بلکه در نسبت با کل تجربه صفحه بررسی می‌کنیم.

بیایید این بخش را با یک صحنه آشنا شروع کنیم. صفحه روی مانیتور کامل به نظر می‌رسد، اما وقتی نگاه از بالا تا پایین حرکت می‌کند، معلوم نیست کدام تصمیم واقعاً مهم‌تر است. در چنین لحظه‌ای مشکل کمبود زیبایی نیست؛ مشکل این است که طراحی هنوز ترتیب دیدن و فهمیدن را مشخص نکرده. راه‌حل از افزودن یک افکت تازه نمی‌آید، از روشن‌کردن مسئولیت هر لایه می‌آید. در موضوع «تیترها را به ایستگاه‌های روایت تبدیل کنید»، بهتر است از خود ریتم تیتر شروع کنیم. این زاویه تصمیم را از پسند شخصی جدا می‌کند و به نقشی که باید در تجربه صفحه داشته باشد برمی‌گرداند؛ جایی که می‌توان درباره نتیجه حرف زد، نه فقط درباره زیبا یا نازیبا بودن.

در پروژه واقعی، هیچ قانون بصری نباید از محتوا جدا بماند. تیتر کوتاه و تیتر دوخطی، تصویر عمودی و افقی، متن کم و متن تخصصی باید همان الگو را امتحان کنند. این برخورد با لبه‌هاست که نشان می‌دهد طراحی انعطاف دارد یا فقط برای یک نمونه ساخته شده است. برای ریتم تیتر، نمونه را با متن کوتاه و بلند، حالت عادی و خطا، و دو اندازه کاملاً متفاوت بررسی کنید. تفاوت‌ها را یادداشت کنید و فقط قاعده‌ای را وارد سیستم کنید که دلیلش در خروجی قابل دیدن باشد.

در عمل، این بخش با یک بار نگاه‌کردن تمام نمی‌شود. طراح، نویسنده و توسعه‌دهنده هرکدام لبه متفاوتی را می‌بینند. کنار هم گذاشتن این نگاه‌ها باعث می‌شود تیترها را به ایستگاه‌های روایت تبدیل کنید نه یک تزئین جدا، بلکه بخشی از ساختار قابل نگهداری سایت باشد. خروجی خوب قرار نیست در هر صفحه خودش را معرفی کند. وقتی قواعد درست‌اند، کاربر فقط احساس می‌کند صفحه آرام، روشن و قابل اعتماد است. طراح اما باید بداند این آرامش نتیجه مجموعه‌ای از انتخاب‌های آگاهانه است: چه چیزی دیده شود، چه چیزی عقب بماند و چه زمانی رابط پاسخ بدهد.

نمای سه‌بعدی دوم از جزئیات اجرایی طراحی ادیتوریال در وب چگونه صفحه‌ای بسازیم که مثل یک روایت جلو برود
02

نمای دوم از فرم کلی فاصله می‌گیرد و روی اتصال تصمیم‌های ریز به تجربه نهایی تمرکز می‌کند.

تصویر را میان متن وارد کنید، نه بعد از آن

در این بخش، جای‌گذاری تصویر را نه به‌عنوان یک تکنیک جدا، بلکه در نسبت با کل تجربه صفحه بررسی می‌کنیم.

در جلسه نقد معمولاً کسی می‌گوید «یک چیزی اینجا کم است». این جمله اغلب به معنای نیاز به عنصر تازه نیست. شاید فاصله، وزن، نام‌گذاری یا ترتیب محتوا نتوانسته رابطه اجزا را توضیح دهد. پیش از افزودن هر چیز، بهتر است همان چیزهای موجود را از نظر نقش، ریتم و رفتار دوباره ببینیم. در موضوع «تصویر را میان متن وارد کنید، نه بعد از آن»، بهتر است از خود جای‌گذاری تصویر شروع کنیم. این زاویه تصمیم را از پسند شخصی جدا می‌کند و به نقشی که باید در تجربه صفحه داشته باشد برمی‌گرداند؛ جایی که می‌توان درباره نتیجه حرف زد، نه فقط درباره زیبا یا نازیبا بودن.

برای تصمیم‌گیری بهتر، سه قاب کنار هم بگذارید: محتوای واقعی فارسی، عرض کوچک موبایل و حالتی که داده یا تصویر هنوز بارگیری نشده است. اگر ساختار در هر سه قاب قابل فهم ماند، انتخاب احتمالاً از جنس سیستم است. اگر فقط در ماکت ایده‌آل جواب داد، هنوز بیش از آنکه طراحی باشد یک تصویر خوب است. برای جای‌گذاری تصویر، نمونه را با متن کوتاه و بلند، حالت عادی و خطا، و دو اندازه کاملاً متفاوت بررسی کنید. تفاوت‌ها را یادداشت کنید و فقط قاعده‌ای را وارد سیستم کنید که دلیلش در خروجی قابل دیدن باشد.

در عمل، این بخش با یک بار نگاه‌کردن تمام نمی‌شود. طراح، نویسنده و توسعه‌دهنده هرکدام لبه متفاوتی را می‌بینند. کنار هم گذاشتن این نگاه‌ها باعث می‌شود تصویر را میان متن وارد کنید، نه بعد از آن نه یک تزئین جدا، بلکه بخشی از ساختار قابل نگهداری سایت باشد. در پایان، کیفیت را با مقایسه قبل و بعد از یک تصمیم بسنجید، نه با تعداد جزئیات اضافه‌شده. اگر مسیر کوتاه‌تر، محتوا خواناتر و حالت‌های واقعی قابل پیش‌بینی‌تر شده‌اند، طراحی کار خودش را انجام داده. باقی چیزها باید در خدمت همین نتیجه بمانند.

  • نقش جای‌گذاری تصویر را پیش از شکل آن تعریف کنید
  • نمونه را با محتوای واقعی فارسی بسنجید
  • رفتار موبایل و حالت‌های غیرایده‌آل را جدا ببینید

کپشن یک لایه معنایی مستقل است

در این بخش، کپشن و جزئیات را نه به‌عنوان یک تکنیک جدا، بلکه در نسبت با کل تجربه صفحه بررسی می‌کنیم.

طراحی وب در تصویر ثابت بسیار بخشنده است. همه منابع حاضرند، متن‌ها کامل‌اند و هیچ‌کس با انگشت خیس، اینترنت کند یا نور شدید صفحه را نمی‌بیند. محصول واقعی این‌طور رفتار نمی‌کند. برای همین هر تصمیم بصری باید یک بار در زمان، یک بار در عرض و یک بار در زمینه استفاده واقعی بازبینی شود. در موضوع «کپشن یک لایه معنایی مستقل است»، بهتر است از خود کپشن و جزئیات شروع کنیم. این زاویه تصمیم را از پسند شخصی جدا می‌کند و به نقشی که باید در تجربه صفحه داشته باشد برمی‌گرداند؛ جایی که می‌توان درباره نتیجه حرف زد، نه فقط درباره زیبا یا نازیبا بودن.

در پروژه واقعی، هیچ قانون بصری نباید از محتوا جدا بماند. تیتر کوتاه و تیتر دوخطی، تصویر عمودی و افقی، متن کم و متن تخصصی باید همان الگو را امتحان کنند. این برخورد با لبه‌هاست که نشان می‌دهد طراحی انعطاف دارد یا فقط برای یک نمونه ساخته شده است. برای کپشن و جزئیات، نمونه را با متن کوتاه و بلند، حالت عادی و خطا، و دو اندازه کاملاً متفاوت بررسی کنید. تفاوت‌ها را یادداشت کنید و فقط قاعده‌ای را وارد سیستم کنید که دلیلش در خروجی قابل دیدن باشد.

در عمل، این بخش با یک بار نگاه‌کردن تمام نمی‌شود. طراح، نویسنده و توسعه‌دهنده هرکدام لبه متفاوتی را می‌بینند. کنار هم گذاشتن این نگاه‌ها باعث می‌شود کپشن یک لایه معنایی مستقل است نه یک تزئین جدا، بلکه بخشی از ساختار قابل نگهداری سایت باشد. هیچ نسخه‌ای برای همیشه نهایی نیست. محتوا رشد می‌کند، دستگاه‌ها تغییر می‌کنند و کاربران رفتارهایی نشان می‌دهند که در اتاق طراحی پیش‌بینی نشده بود. یک سیستم سالم امکان اصلاح می‌دهد، بدون آنکه هر تغییر کوچک هویت و ساختار کل سایت را از نو بسازد.

تغییر مقیاس، یکنواختی صفحه بلند را می‌شکند

در این بخش، مقیاس و تنوع را نه به‌عنوان یک تکنیک جدا، بلکه در نسبت با کل تجربه صفحه بررسی می‌کنیم.

بعضی انتخاب‌ها در ابتدا کوچک‌اند اما در صد صفحه تکثیر می‌شوند. یک اندازه تیتر، یک فاصله اشتباه یا یک الگوی کارت بی‌دلیل، به‌تدریج به لحن کل سایت تبدیل می‌شود. حرفه‌ای‌بودن یعنی همین تصمیم‌های کوچک را پیش از تکثیر ببینیم و برایشان قاعده‌ای روشن بسازیم. در موضوع «تغییر مقیاس، یکنواختی صفحه بلند را می‌شکند»، بهتر است از خود مقیاس و تنوع شروع کنیم. این زاویه تصمیم را از پسند شخصی جدا می‌کند و به نقشی که باید در تجربه صفحه داشته باشد برمی‌گرداند؛ جایی که می‌توان درباره نتیجه حرف زد، نه فقط درباره زیبا یا نازیبا بودن.

برای تصمیم‌گیری بهتر، سه قاب کنار هم بگذارید: محتوای واقعی فارسی، عرض کوچک موبایل و حالتی که داده یا تصویر هنوز بارگیری نشده است. اگر ساختار در هر سه قاب قابل فهم ماند، انتخاب احتمالاً از جنس سیستم است. اگر فقط در ماکت ایده‌آل جواب داد، هنوز بیش از آنکه طراحی باشد یک تصویر خوب است. برای مقیاس و تنوع، نمونه را با متن کوتاه و بلند، حالت عادی و خطا، و دو اندازه کاملاً متفاوت بررسی کنید. تفاوت‌ها را یادداشت کنید و فقط قاعده‌ای را وارد سیستم کنید که دلیلش در خروجی قابل دیدن باشد.

در عمل، این بخش با یک بار نگاه‌کردن تمام نمی‌شود. طراح، نویسنده و توسعه‌دهنده هرکدام لبه متفاوتی را می‌بینند. کنار هم گذاشتن این نگاه‌ها باعث می‌شود تغییر مقیاس، یکنواختی صفحه بلند را می‌شکند نه یک تزئین جدا، بلکه بخشی از ساختار قابل نگهداری سایت باشد. خروجی خوب قرار نیست در هر صفحه خودش را معرفی کند. وقتی قواعد درست‌اند، کاربر فقط احساس می‌کند صفحه آرام، روشن و قابل اعتماد است. طراح اما باید بداند این آرامش نتیجه مجموعه‌ای از انتخاب‌های آگاهانه است: چه چیزی دیده شود، چه چیزی عقب بماند و چه زمانی رابط پاسخ بدهد.

  • نقش مقیاس و تنوع را پیش از شکل آن تعریف کنید
  • نمونه را با محتوای واقعی فارسی بسنجید
  • رفتار موبایل و حالت‌های غیرایده‌آل را جدا ببینید

حرکت باید ورق‌خوردن روایت را همراهی کند

در این بخش، موشن ادیتوریال را نه به‌عنوان یک تکنیک جدا، بلکه در نسبت با کل تجربه صفحه بررسی می‌کنیم.

بیایید این بخش را با یک صحنه آشنا شروع کنیم. صفحه روی مانیتور کامل به نظر می‌رسد، اما وقتی نگاه از بالا تا پایین حرکت می‌کند، معلوم نیست کدام تصمیم واقعاً مهم‌تر است. در چنین لحظه‌ای مشکل کمبود زیبایی نیست؛ مشکل این است که طراحی هنوز ترتیب دیدن و فهمیدن را مشخص نکرده. راه‌حل از افزودن یک افکت تازه نمی‌آید، از روشن‌کردن مسئولیت هر لایه می‌آید. در موضوع «حرکت باید ورق‌خوردن روایت را همراهی کند»، بهتر است از خود موشن ادیتوریال شروع کنیم. این زاویه تصمیم را از پسند شخصی جدا می‌کند و به نقشی که باید در تجربه صفحه داشته باشد برمی‌گرداند؛ جایی که می‌توان درباره نتیجه حرف زد، نه فقط درباره زیبا یا نازیبا بودن.

در پروژه واقعی، هیچ قانون بصری نباید از محتوا جدا بماند. تیتر کوتاه و تیتر دوخطی، تصویر عمودی و افقی، متن کم و متن تخصصی باید همان الگو را امتحان کنند. این برخورد با لبه‌هاست که نشان می‌دهد طراحی انعطاف دارد یا فقط برای یک نمونه ساخته شده است. برای موشن ادیتوریال، نمونه را با متن کوتاه و بلند، حالت عادی و خطا، و دو اندازه کاملاً متفاوت بررسی کنید. تفاوت‌ها را یادداشت کنید و فقط قاعده‌ای را وارد سیستم کنید که دلیلش در خروجی قابل دیدن باشد.

در عمل، این بخش با یک بار نگاه‌کردن تمام نمی‌شود. طراح، نویسنده و توسعه‌دهنده هرکدام لبه متفاوتی را می‌بینند. کنار هم گذاشتن این نگاه‌ها باعث می‌شود حرکت باید ورق‌خوردن روایت را همراهی کند نه یک تزئین جدا، بلکه بخشی از ساختار قابل نگهداری سایت باشد. در پایان، کیفیت را با مقایسه قبل و بعد از یک تصمیم بسنجید، نه با تعداد جزئیات اضافه‌شده. اگر مسیر کوتاه‌تر، محتوا خواناتر و حالت‌های واقعی قابل پیش‌بینی‌تر شده‌اند، طراحی کار خودش را انجام داده. باقی چیزها باید در خدمت همین نتیجه بمانند.

نسخه موبایل را مثل یک شماره جدا تدوین کنید

در این بخش، ادیت موبایل را نه به‌عنوان یک تکنیک جدا، بلکه در نسبت با کل تجربه صفحه بررسی می‌کنیم.

در جلسه نقد معمولاً کسی می‌گوید «یک چیزی اینجا کم است». این جمله اغلب به معنای نیاز به عنصر تازه نیست. شاید فاصله، وزن، نام‌گذاری یا ترتیب محتوا نتوانسته رابطه اجزا را توضیح دهد. پیش از افزودن هر چیز، بهتر است همان چیزهای موجود را از نظر نقش، ریتم و رفتار دوباره ببینیم. در موضوع «نسخه موبایل را مثل یک شماره جدا تدوین کنید»، بهتر است از خود ادیت موبایل شروع کنیم. این زاویه تصمیم را از پسند شخصی جدا می‌کند و به نقشی که باید در تجربه صفحه داشته باشد برمی‌گرداند؛ جایی که می‌توان درباره نتیجه حرف زد، نه فقط درباره زیبا یا نازیبا بودن.

برای تصمیم‌گیری بهتر، سه قاب کنار هم بگذارید: محتوای واقعی فارسی، عرض کوچک موبایل و حالتی که داده یا تصویر هنوز بارگیری نشده است. اگر ساختار در هر سه قاب قابل فهم ماند، انتخاب احتمالاً از جنس سیستم است. اگر فقط در ماکت ایده‌آل جواب داد، هنوز بیش از آنکه طراحی باشد یک تصویر خوب است. برای ادیت موبایل، نمونه را با متن کوتاه و بلند، حالت عادی و خطا، و دو اندازه کاملاً متفاوت بررسی کنید. تفاوت‌ها را یادداشت کنید و فقط قاعده‌ای را وارد سیستم کنید که دلیلش در خروجی قابل دیدن باشد.

در عمل، این بخش با یک بار نگاه‌کردن تمام نمی‌شود. طراح، نویسنده و توسعه‌دهنده هرکدام لبه متفاوتی را می‌بینند. کنار هم گذاشتن این نگاه‌ها باعث می‌شود نسخه موبایل را مثل یک شماره جدا تدوین کنید نه یک تزئین جدا، بلکه بخشی از ساختار قابل نگهداری سایت باشد. هیچ نسخه‌ای برای همیشه نهایی نیست. محتوا رشد می‌کند، دستگاه‌ها تغییر می‌کنند و کاربران رفتارهایی نشان می‌دهند که در اتاق طراحی پیش‌بینی نشده بود. یک سیستم سالم امکان اصلاح می‌دهد، بدون آنکه هر تغییر کوچک هویت و ساختار کل سایت را از نو بسازد.

  • نقش ادیت موبایل را پیش از شکل آن تعریف کنید
  • نمونه را با محتوای واقعی فارسی بسنجید
  • رفتار موبایل و حالت‌های غیرایده‌آل را جدا ببینید

قدم بعدی

برای پروژه شما، از پرسش‌های درست شروع کنیم.

شرح کوتاهی از وضعیت، هدف و محدودیت‌ها بفرستید تا مسیر مناسب را روشن کنیم.